ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

71

الطبقات الكبرى ( فارسي )

( 1 ) حسن بن موسى از زهير ، از ابو اسحاق ، از مهلّب بن ابو صفرة نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) هنگام كندن خندق بيم داشت كه ابو سفيان شبيخون كند . از اين بود كه به مسلمانان فرمود : اگر بر شما شبيخون كردند رمزتان « حم لا ينصرون » باشد . فضل بن دكين از شريك ، از ابو اسحاق ، از مهلّب بن ابى صفرة نقل مىكند كه مىگفته است مردى از اصحاب رسول خدا ( ص ) مىگفت * پيامبر ( ص ) در شب خندق فرمود : اينان امشب بر شما تاخت خواهند آورد . پس شعار شما « حم لا ينصرون » باشد . عارم بن فضل از حمّاد بن زيد ، از يحيى بن سعيد ، از سعيد بن مسيّب نقل مىكند كه * مشركان پيامبر ( ص ) را بيست و چهار شب در ميانه گرفتند . محمد بن حميد عبدى از معمر ، از زهرى ، از از ابن المسيّب نقل مىكند كه مىگفته است * در روز احزاب پيامبر ( ص ) و اصحاب آن حضرت ده و اندى شب در ميانه گرفتار بودند و از هر جهت در زحمت افتاده ، آن چنان كه پيامبر ( ص ) فرمود : پروردگارا ، تو را به عهد و وعدهء خودت سوگند اگر چنين بخواهى پرستش نمىشوى . و در همان حال به عيينة بن حصن بن بدر پيام داد كه اگر بخواهى يك سوم محصول خرماى انصار را به تو مىدهيم به شرط آنكه از همراهى با احزاب سرباز زنى و با همراهان خود بازگردى . عيينة پيام داد كه اگر نصف محصول خرما را بدهيد چنان خواهم كرد . و پيامبر ( ص ) به سعد بن معاذ و سعد بن عبادة پيام داد تا بيايند و چون اين موضوع را بديشان فرمود ، گفتند : اگر در اين مورد از جانب خداوند مأمورى ، چنان كن كه نياز است . فرمود : اگر فرمانى از سوى خداوند صادر شده بود مشورت با شما لازم نمىآمد ، ولى اين راى خود من است و مىخواهم راى شما را نيز بدانم . گفتند : راى ما اين است كه چيزى بديشان ندهيم مگر شمشير . محمد بن حميد از معمر ، از ابن ابو نجيح نقل مىكند كه * در همان حال نعيم ابن مسعود اشجعى رسيد و او معتمد هر دو گروه بود و توانست ميان مشركان تفرقه اندازد و مشركان جنگ ناكرده بازگرديده پراكنده شدند و معنى گفتار الهى كه مىفرمايد « و خداوند جنگ را از مؤمنان كفايت فرمود » همين است . [ 1 ] . عبيد اللّه بن عبد المجيد حنفى بصرى از كثير بن زيد نقل مىكند كه مىگفت از عبد الرحمن بن كعب مالك شنيدم كه مىگفت از جابر بن عبد اللّه شنيدم كه مىگفته است

--> [ 1 ] . منظور بخشى از آيهء 25 از سورهء احزاب است . براى اطلاع بيشتر از تفسير اين آيه و اقوالى كه نقل شده است ر ك : شيخ طوسى ، تفسير تبيان ، ج 8 ، چاپ نجف ، بدون تاريخ ، ص 299 . - م .